|
گرفته این دل ای خدا ز مردمان این زمان
که شرح دل گرفتگی نگنجد او در این میان
هجوم آرد ای خدا غمی نهان در این دلم
خدا نما عنایتی رود ز دل غم نهان
به صبح و شب شمارمش تمام لحظه ها بسی
که شاید او بیاید و ز دل برد همه فغان
گرفته این دل ای خدا ز دوری حبیب تو
که حب او به هر دلی محبت تو بی گمان
برم شکایتم کجا ز شکوه ها پر این دلم
به جای نام نامی اش پر همه نام این و آن
نوشته شده توسط عبدالزهرا در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 ساعت 15:5 | لینک ثابت |
|